رفتن به نوشته‌ها

دسته: فیلم

آشغال های دوست داشتنی

در این فیلم تقابل چند عقیده در یک خانواده  در قالب جملات و دیالوگ هایی  را می بینیم  که توسط بازیگران حرفه ای انجام می شود. هر کدام از آن ها تنها فضایی به اندازه یک قاب عکس دارند اما افکار، حرف ها و نوع بیانشان به گونه ای است که بیننده را بر جایش میخکوب می کند که بشنود و درک کند. ما بعنوان بیننده،  دیالوگ هایشان را به جامعه بزرگ تر و یک کشور در ذهن خود بسط داده و آن را تماشا می کنیم. در قسمت هایی از فیلم، این  بغض عجیب است که گلویمان را می فشارد تنها با اتفاق هایی که در فیلم نشان داده نمی شود اما خیلی ساده توسط آنها بعنوان یادآوری بیان می­شود. گاهی تلنگری بر قضاوت هایمان می زند و گاهی همدلی بین انسان هایی را نشان می دهد در حالی که کاملاٌ متفاوت فکر می کنند. فیلم تمام شده است و من همچنان درافکارم سیر می کنم.به این فکر می کنم که همه ما، انسان هایی هستیم که با فاصله های مکانی اما با یک هدف زندگی می کنیم. شاید اگر بصورت تقریبی حساب کنیم شبیه هم باشیم اما افکارمان قابل کنترل نیست و هرکس عقیده خود را دارد.بعضی از…