رفتن به نوشته‌ها

ماه: اردیبهشت ۱۳۹۹

من درک میکنم (۱)

شاید برای شما گاهی  پیش امده که خود را بجای دیگران بگذارید و حس کنید خیلی می توانید حال آنها را درک کنید و بعد با کلمه افسوس ابراز احساسات کنید. نه اینکه کار اشتباهی باشد که برعکس بسیار خوب است و حداقل اتفاقی که می افتد این است که قضاوت نمی کنید. اما امروز حرف من چیز دیگری است. میخواهم از حس درک کردن و همچنین از تجربه کردن بگویم. در اطراف ما انسان هایی وجود دارند که از نعمت شنوایی محروم هستند. و ما میبینیم که آنها در سکوت مطلق ، صحبت می کنند و با دیگران ارتباط می گیرند. اگر از دور آنها را ببینید حتما این سوال در ذهن شما پیش می­آید که چطور می­توانند تحمل کنند و زندگی کنند. اما وقتی از نزدیک آنها را دیده باشید میبینید که چقدر خوب زندگی می­کنند چقدر سرشار از استعداد و توانایی های دیگر هستند و از همه مهم تر چه دنیای جذاب و عجیبی دارند. همانطور که همیشه می گویم در محدودیت قدرت بیشتری پیدا می­کنند . زمانی که در دنیایی زندگی کنی که اکثر انسانها صحبت می کنند و میشنوند و بواسطه آن خیلی راحت ارتباط میگیرند و تجربه و علم دیگران را میگیرند و استفاده…

JUST DO IT

چند ماهی هست که در  اینترنت با این شعار آشنا شدم. لحظه اول  که این نوشته رو دیدم، حس خوبی گرفتم. پس یکی از تصاویری که روی اون این جمله نوشته بود رو انتخاب کردم و روی بک گراند گوشیم گذاشتم. این روزها که میگم روزهایی هست که بعد از مدت ها راهم رو پیدا کرده بودم، برنامه جدید برای خودم و زندگیم نوشته بودم، تصمیمم رو گرفته بودم و درلحظه  شروع حرکت بودم. برام خیلی جالب بود که همزمان با این شعار مواجه شدم واحساس کردم می­تونه محرک خوبی برای من باشه. هر دفعه با  باز کردن گوشیم ، اون رو میخوندم و انرژی می گرفتم. این جمله احساسی بمن می داد که انگار ناظری بالای سر من ایستاده و با قاطعیت تمام داره بهم میگه به هیچ چیز فکر نکن فقط برو انجام بده و شروع کن.بهانه نیار، مریض نشو، حرف نزن ، به آینده فکر نکن، نترس و فقط انجامش بده. و با توجه به این که من تمام اون گزینه ها رو داشتم، به کسی یا چیزی نیاز داشتم که منو هل بده برم جلو و از هیچ چیزی نترسم و به هیچی فکر نکنم که جلوی حرکتم رو بگیره. بعد از اینکه عکس این شعار…

سفید سیاه خاکستری

امروز بیاد یکی از حرف های روانشناسی افتادم که بمن توصیه کرده بودن:  بهتره توی بعضی از موارد خاکستری رنگ باشی. و جنبه سیاه مطلق و یا سفید مطلق نداشته باشی. و میگفتن هرچند درست باشه عقیده ات اما برای ادامه دادن نیاز هست که این انعطاف پذیری رو داشته باشی. این روزها هم که در حال گذروندن دوره ای تخصصی برای کارم هستم در قسمت روانشناسی اون شغل که در حیطه مالی هست با اصرار زیاد توصیه به انعطاف پذیر بودن می کنند. و درواقع با روند توضیحاتشون به من ثابت شد که این گزینه میتونه در زندگی آدم خیلی تاثیر گذار باشه. آدمها توی زندگیشون خط و مشی های متفاوتی دارن و همچنین خط قرمزهایی که گاهی ممکنه روی اونا خیلی حساس باشن و اگه این حساسیت و سختگیری از حد اعتدالش پیشروی کنه کمی دردسرساز میشه. شاید یروزی من فکر می کردم اگر آدم روی خودش و رفتارها و تصمیماتش سختگیر باشه و کار درست رو همیشه انجام بده نتیجه مثبت دریافت می­کنه و خب این خیلی اتفاق خوبیه. و از طرفی اگر هم کار درست رو انجام نداد نتیجه منفیش رو باید حتما ببینه. خب طبیعتا با این دیدگاهی که داشتم همیشه روی مسائلی که برایم…

رشد فردی

به عقیده من صرف نظر از اینکه انسان در چه خانواده و محیطی بدنیا میاد و اینکه جنبه هایی از شخصیت ، توانایی و امکاناتی که داره و در حیطه اختیاراتش نیست، هر انسان بالغی بهتره از یک جایی به بعد مسئولیت زندگی خودش رو بعهده بگیره و برای رشد فردی خودش اقدام کنه. خصوصا در عصری که ما زندگی می کنیم،  بعلت داشتن انواع  تکنولوژی،  منابع  و کتاب­هایی که در اختیارمان هست، از یک جایی به بعد باید همه بهانه ها رو کنار بذاریم و یکبار برای همیشه از انداختن تقصیرات به گردن زمین و زمان دست برداریم و خودمون  برای اون چیزی که می خوایم اقدام کنیم. برای اینکار باید تمرکزمون رو از هر چیز دیگری برداریم و روی خودمون ماطوف بکنیم. و در ابتدا سعی کنیم با دقت بر روی رفتارها، هنجارها، اهداف، آرزوها، استعداد وهمچنین تمام ضعف هایی که داریم، خودمون رو بشناسیم. و در مرحله بعد سعی کنیم با خوندن کتاب های مرتبط ، و استفاده از منابعی که در اختیارمون هست و حتی کمک گرفتن از متخصصین ،سعی کنیم در مسیری قرار بگیریم که بطور مداوم نسبت به قبل بهتر بشیم و نقاط ضعفمون رو برطرف کنیم ودر نهایت به حال خوبی دست پیدا…

انسان در جستجوی معنی

این روزها که سبک زندگی­مان به واسطه شیوع ویروس کرونا و قرنطینه شدنمان تغییر کرده است بیاد زندگی موقت نامحدود اردوگاهی می­ افتم که در کتاب ” انسان درجستجوی معنی”  توسط دکتر “ویکتور فرانکل ” توصیف شده است.( زندگی موقت نامحدود توصیف خود دکتر از زندگی بود که در آن اردوگاه تجربه کرده بود) شاید اتفاق هایی که در آن اردوگاه افتاده اصلا قابل قیاس با زندگی الان ما نباشد اما در ذهن من ، درصد کمی شباهت در زمینه بروز اصل و نهاد انسان ها دارد که در شرایط خاص، خود را به نمایش می گذارد. خیلی از ما انسان ها وقتی فکر می کنیم در شرایط سختی زندگی می کنیم و رویاهایی که داریم برآورده نمی شود و یا اینکه در زندگی­مان با شکست هایی مواجه می شویم لحظه ای به این فکر می­کنیم که چقدر خوب می شود اگر زندگی­مان را به خواست خودمان تمام کنیم و دیگر ادامه ندهیم. و این اتفاق را در ذهنمان بهتر از بودن و زجر کشیدن می­دانیم. و گاهی با دیدن زندگی کسانی که در فقر یا در شرایط اجتماعی ضعیف هستند، ناخودآگاه به قضاوت می­نشینم و با تعجب به این فکر می­کنیم که آن­ها چگونه به این زندگی بی معنا…