رفتن به نوشته‌ها

شنبه

فکر می کنم کلمه “برنامه ریزی” و “ورزش”  شباهت زیادی باهم داشته باشند، بنظر من هر دو، حس دو وجهی به انسان می­دهد.

وقتی کلمه “ورزش” به گوشم می خورد، حس نشاط و شادابی بمن دست می دهد و از طرفی احساس می کنم استخوان های بدنم از تصور کشش ها و انقباض ها،  درد می گیرد.هم چنین با شنیدن کلمه “برنامه ریزی” حس امنیت، آرامش، شادی بعد از به هدف رسیدن و… به من دست می دهد و از طرفی احساس ناخوشایند سختی های تلاش و کوشش و محدود شدن.

تصور میکنم بخواهم با برنامه ریزی خاصی ورزش بکنم ، احتمالا حس چهاروجهی خاص و عجیبی را تجربه خواهم کرد.

برای من برنامه ریزی کردن واژه غریبه ای نیست چرا که زمان زیادی است آن را بصورت هدف های طولانی مدت انجام می­دهم.

همیشه لیستی از اهداف داشته ام ، البته با زمان مشخص، مثلا  زمان پنج ساله که با رسیدن به هرکدام از آن ها و تیک خوردنشان احساس فوق العاده خوبی داشته ام. اما برای من ، برنامه ریزی روزانه وانجام دادن آن همیشه از جمله سخت ترین کارها بوده که تا الان هنوز نتوانسته ام آن را انجام بدهم.و درواقع نتوانسته ام خودم را با  زمان و برنامه مشخص ساعت و دقیقه وفق بدهم اما از آنجا که با تلاش و تکرار خیلی از مسائل مثل بیدار شدن از خواب در ساعت مشخص را  تنظیم کرده ام،مساله برنامه ریزی روزانه هم در این روزها برای من تبدیل به چالش شده که درصدد موفق شدن در آن هستم.

بهر حال امشب یک لحظه به این فکر کردم که فردا یکی از کارهایی که در لیست اهدافم بود، انجام بدهم. به تقویم نگاه کردم و متوجه شدم که بصورت اتفاقی این تصمیم من با شنبه، در واقع آغاز هفته جدید همزمان شده است . بیاد شنبه معروفی افتادم که اکثرا برای به تعویق انداختن شروع فعالیتمان از آن استفاده می­کنیم.و به این فکر کردم که واقعا چرا اکثر اوقات ما تصمیماتمان را به شنبه آینده موکول می کنیم؟

به غیر از منحرف شدن از تصمیمات و یا فریب دادن خودمان یکی از دلایلی که به ذهنم آمد، این بود که شاید تصمیم داشتیم هدف هایمان را در چارچوب خاصی که برایمان تعریف کرده اند جای بدهیم. شنبه تا پنج شنبه از روزهای کاریمان است و جمعه روز استراحت.این مساله برایم قابل قبول است اما بنظرم قرار نیست کارهایی که می­توانیم در روزهای دیگر انجام دهیم یا اگر می­تواند شروع و پایان متفاوتی داشته باشد و محدودیت نداشته باشد را در این مدل کاری و روتین جای دهیم. مثلا چه اشکالی دارد اگر شروع ورزش از چهارشنبه باشد؟ حتی اگر سیکل هفته ای یا ده روزه ای در نظر داریم از همین روز شروع شود و سیکل مخصوص به خودمان را داشته باشیم و سعی کنیم به آن متعهد باشیم.همین مساله باعث می­شود افسانه شنبه از بین برود و فاصله بین تصمیم و عملمان کم شود که این مساله بسیار مهمی است چرا که در این بین دلایل زیادی برایمان به وجود می­آید که از کار و اهدافمان  صرف نظر کنیم یا اینکه با بهانه های مختلف آن را به تعویق بیندازیم. از طرفی به این شکل ذهنمان از عادت های کلیشه دور می­شود و در هر لحظه  آمادگی لازم برای ایجاد تغییر جدید دارد.

از طرفی بحث ایده آل گرایی مطرح می­شود که امکان دارد دچار شده باشیم و ترجیح بدهیم وقتی یک روز عالی رسید که اول صبح حالمان خوب باشد و همه شرایط درونی و بیرونی برایمان محیا باشد تصمیم به انجام دادن آن کار بگیریم که این باعث می­شود شروع فعالیتمان همچنان به تاخیر بیفتد.

مساله ایده آل گرایی برای من بحث جالبی است که ترجیح می­دهم در پست های آینده درباره آن بنویسم.

پی نوشت: احتمالا بزودی بصورت هدفمند ذهنم را از تمام کلیشه های آزار دهنده پاک کنم.

منتشر شده در نوشته های روزانه

اولین باشید که نظر می دهید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *